Maze in the Mirror

please don't give up on me

44

فهمیدم حتی قبل از من رو سه-چهار نفر دیگه هم کراش داشته و حتی کانفس کرده بوده و چه می‌دونم از این حرفا. بیشتر از قبل اینسکیور شدم. فکر کنم اون‌قدرا هم خاص نبودم و نیستم. :))

۰ ۰

43

از اونجایی که خیلی بی‌پولم تو فکر بودم به جای حلقه‌ی طلا، حلقه‌ی نقره بگیرم و ازش خواستگاری کنم. بعداً فهمیدم واسه خودش و اکس قبلیش از خفن‌ترین و گرون‌ترین طلافروشی شهر حلقه‌ی طلا خریده بوده. می‌دونم باباش پولش رو داده ولی خب در هر صورت دلم از این شکست که من هیچی نیستم و نمی‌تونم واسه کسی که دوستش دارم خرج کنم. بدتر از اون از خانواده‌م هم نمی‌تونم قرض بگیرم. درنهایت بیخیال این قضیه شدم. 

۰ ۰

42

فکر کن تو عمرت راجع به چیزی که ازش سر در نمیاری اظهار نظر نکنی ولی وقتی موقعی می‌شه که یه چیزی حالیته و می‌خوای درباره‌ش نظر بدی ساکتت کنن.

۰ ۱

41

دلم می‌خواد برگردم. دلم می‌خواد همه‌ی چیزایی که این چند وقت تو گلوم گیر کرده و بیرون نمیاد رو بیرون بریزم، ولی هرکاری می‌کنم نمی‌تونم. تو ذهنم همه‌ی حرفارو مرور می‌کنم ولی وقتی به تایپ‌کردنشون می‌رسه ذهنم پاک می‌شه.

۰ ۱

40

برگشتم به قالب همیشگی :)

تا بعداً ویرایشش کنم

۰ ۰
At the end of the maze
At the end of the maze
Across the mirror over there
Please find me please
Please don’t give up on me

موضوعات
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان